الفيض الكاشاني

114

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

كرده باشند . ستمكار مغرور به سبب كبر و خود پسندى خيال مىكند اين نكته را دريافته است ليكن از اين كه بتواند دلش را پاكيزه و از اخلاص برخوردار سازد ناتوان است با اين همه زبانش را به ذكر عادت نمىدهد و حاجت شيطان را روا مىسازد و با رشتهء غرور او به چاه مىرود ، و مشابهت و موافقت ميان او و شيطان كامل مىگردد . چنان كه گفته‌اند : وافق شنّ طبقه * وافقه فاعتنقه « 42 » ميانه رو قادر نيست با شركت دادن دل در عمل دماغ شيطان را به خاك بمالد ، و دريافته است كه حركت زبان نسبت به حركت دل ناقص است و معتقد شده كه كمال آن در سكوت از فضول كلام است و بدان ادامه مىدهد و از خداوند درخواست مىكند كه دل را در اعتياد به خير با زبان شريك و دمساز فرمايد . بنابراين سبقت گيرندهء به خيرات مانند بافنده‌اى است كه او را بر اين كار نكوهش كرده باشند و او آن را ترك و نويسندگى را اختيار كرده باشد . ستمكار مغرور مانند بافنده‌اى است كه شغل خود را ترك كرده و رفتگر شده باشد ، و ميانه رو مانند كسى است كه از نويسندگى ناتوان شده و مىگويد بافندگى نسبت به نويسندگى كارى نكوهيده است نه نسبت به رفتگرى ، و اكنون كه از نويسندگى ناتوانم شغل بافندگى را ترك نمىگويم . رابعهء عدويّه گفته است استغفار ما به استغفار بسيار نياز دارد . نبايد گمان كنى كه او از حركت زبان از جهت آن كه ذكر خدا مىگويد نكوهش مىكند بلكه او غفلت قلب را مورد سرزنش قرار مىدهد و بدين سبب خود را محتاج مىبيند كه از غفلت دلش استغفار كند نه از حركت زبانش ، زيرا اگر به زبان هم استغفار نكند نيازمند دو استغفار مىشود نه يكى . به همين گونه بايد نكوهش نكوهيده و ستايش ستوده را فهميد و گرنه معناى گفتار گويندهء صادق را كه فرموده است : « حسنات ابرار سيّئات مقرّبان است » نخواهى فهميد ، زيرا اين امور با مقايسه ثابت مىشود و بدون سنجش نمىتوان آنها را درك كرد . بلكه بايد كمترين طاعت و كوچكترين گناه را كوچك نشمارى ، از اين رو امام جعفر صادق ( ع ) فرموده است : « سه چيز را در سه چيز پنهان كرده است : رضايش را در

--> ( 42 ) مثل رايجى است كه عرب آن را در مساوات و مشابهت به كار مىبرد ، به مجمع الامثال ميدانى باب بيست و ششم مراجعه شود - م .